بررسی نکات کاربردی تشویق و تنبیه فرزندان

آخرین بروز رسانی: 14 مهر 1402
بدون دیدگاه
3 دقیقه زمان مطالعه
جشن فرشته ها

در این مبحث نگاه رویکرد “کودک متعادل” به موضوع تنبیه و تشویق را بررسی می کنیم وتا آخر مبحث متوجه خواهید شد که همه ی مسایل قبلآ ودر مباحث پیشین گفته شده وحالا فقط این مطلب را در قالب تنبیه و تشویق جمع بندی می کنیم. چرا تشویق و تنبیه این قدر مهم است؟؟؟ واقعیت این است که این موضوع بخش بزرگی از ذهن والدین را اشغال کرده است وبخش مهمی از رابطه ی والدین وکودک صرف تنبیه و تشویق میشود. آیا واقعا لازم است که این قدر وقت صرف این موضوع شود و یا این همه به آن فکر کنیم؟

در ایران از دیرباز و در نگاه سنتی تنبیه وجود داشته و حتی در گذشته تنبیه ها بسیار خشن بوده ولی تنبیه وتشویق به این صورت که این قدر مورد علاقه ی ما و به خصوص والدین جدید و تحصیلکرده ی امروزی است که چگونه تنبیه کنیم، چگونه تشویق کنیم و…… همه به این دلیل است که رویکرد حاکم بر فضای تعلیم و تربیت ما رویکرد رفتارگراست واین رویکرد بیشترین توجه را به حوزه ی تنبیه و تشویق دارد و بیش از صدسال است که رویکرد حاکم بر نظام آموزش و پرورش دنیاست و امروزه رویکرد غالب در آمریکاست، همچنین رویکرد غالب بر فضای تعلیم و تربیت ما از خانواده تا مدرسه حتی تا دانشگاه و سطح جامعه رفتارگرایی است، تنبیه و تشویق جایزه و پاداش. 

جایزه به خصوص از ویژگی های رویکرد رفتارگرایی است چون این رویکرد معتقد است که با محرک بیرونی می توان پاسخ گرفت و رفتارهای انسان پاسخی است به محرکهای بیرونی که دریافت می کند. مثال بارز این عقیده آزمایش سگ پاوولف است، پاوولف یکی از نظریه پردازان مکتب رفتار گرایی است قفس اسکینز نیز از بزرگترین نظریه های رفتارگرایی است.

رفتارگراها معتقدند که انسان به محرک بیرون پاسخ می دهد و واکنش نشان می دهد بنابراین باتغییر محرک می توانیم رفتار را عوض کنیم و تعلیم وتربیت حیوانات سیرک بر این اساس است واصولا رفتارگرایان در ابتدا نظریه هایشان را روی حیوانات آزمایش وتجربه می کردند مثل سگ پاوولف و موش قفس اسکینز که بسیار معروف است، بعد نتایج حاصله از این آزمایشات را به انسان تعمیم می دادند امروزه نظریه های جدیدی آمده است که در این مبحث نمی گنجد که بیان کنیم،اما همانطور که جوهره ی نظریه رفتارگراها این است که ما بامحرک های بیرونی می توانیم رفتار را تغییر دهیم، امروزه این نظریه ابطال شده و نظریات جدید معتقدند که ما نمی توانیم بامحرک رفتار انسان را تغییر دهیم چون رفتار انسان برپایه ی انتخاب است و انتخاب رفتار به دلیل نیازهای درونی اوست نه محرکهای بیرونی. محرکهای بیرونی می تواند اجبار ایجاد کند و ما با اجبار نمی توانیم رفتار صحیح ایجاد کنیم بلکه با انتخاب می توانیم.

امروزه نظریه انتخاب در مقابل نظریه اجبار است و نظریه انتخاب می گوید که انسان بر پایه ی نیازهای درونی اش انتخاب می کند تمام زندگی ما از تولد تا مرگ رفتار است واین رفتارها تماما بر مبنای انتخاب های ماست الان می بینیم که چقدر ما به محرکهای بیرونی می پردازیم.درک مقصر و مظلوم را به یاد دارید؟ هر دوی این درک ها به محرک بیرونی توجه دارند. نظریه اجبار از رویکرد رفتارگرایی می آید. ما کتابهایی را که مطالعه می کنیم ریشه آن ها را جستجو نمی کنیم بعد دچار تعارض می شویم. رویکرد رفتارگرایی برای اصلاح رفتار معتقد به محرکهای بیرونی است و ما هم متأسفانه امروزه به محرکهای بیرونی معتقدیم.

نظریه ی جدیدی که در دنیا به روز و مطرح است می گوید که ما بر اساس نیازهای درونی مان است که رفتارمان را شکل می دهیم و انتخاب می کنیم بارها از من شنیده اید که ما “انتخاب می کنیم”. انتخاب می کنیم که افسرده باشیم یا انتخاب می کنیم که شاد باشیم. عوامل بیرونی تأثیری در احساسات ما ندارند بلکه نیارهای درونی هستند که احساسات و برپایه ی آن بر رفتار ما تأثیر دارند. در این مبحث می خواهم بر مبنای این نظریه جدید بحث تنبیه و تشویق را بررسی کنم. 

ابتدا تنبیه و بعد تشویق و بعد طبق معمول بحث کارکرد مطرح می شود. در کارکرد ما می خواهیم ببینیم که کارکرد تنبیه و تشویق چیست در مباحث قبل کارکرد را مفصل توضیح داده ایم. گفتیم که در کارکرد به دو سؤال پاسخ می دهیم ” چرا و چگونه “. لطفا ذهن خود را پرسشگر بار بیاورید، چرای بی جواب!!!، چرا ما باید کودک را تنبیه کنیم؟ ما فوری می گوییم برای اینکه آدم شود، برای اینکه تربیت شود و بچه ی درستی بار بیاید. این چرا به درد نمی خورد چون این چرا که سریع به آن پاسخ می دهیم چرای اتهام است و چرایی است که جوابش را از قبل آماده کرده ایم این چرای با جواب، کمکی به رشد ما نمی کند. چرای بی جواب است که به رشد ما کمک می کند، چرای کودکانه، بچه ها ذهنشان پر از چراهای کودکانه بی جواب است، بعد میره دنبال جواب چراهایش و نظریه پرداز می شود. چرا کودک باید تنبیه شود؟  حاضرین: یاد بگیرد، متوجه اشتباهش بشود، یکی از راه های یادگیری است، استاد: آهان به همین دلیل است که هیچی یاد نمی گیریم. حاضرین: اشتباهش را تکرار نکند، مسؤلیت کارش رو به عهده بگیرد. استاد: واقعاً شما به همین دلیل فرزندتان را تنبیه می کنید؟؟؟ یعنی کتک می خورد که اشتباهش را متوجه بشود و تکرار نکند! یکی از حاضرین: نه محرومش می کنیم از چیزهایی که دوست دارد، پاسخ: حالا به این موضوع هم می رسیم که اجازه داریم محرومش کنیم یا نه؟ حاضرین: بیشتر عصبانیت هایمان را خالی می کنیم. پس اول مثل همیشه می رویم سراغ ریشه ی کلمه تنبیه، چون در مورد این کلمه هم بسیار بحران مفاهیم داریم. تنبیه یعنی چی؟؟؟  ما سه کلمه داریم: تنبیه، مجازات وکیفر این سه کلمه چه فرقی باهم دارند؟


تنبیه یعنی چه؟؛ تنبیه به معنای آگاهی دادن، بیدار کردن، هشیار کردن، توجه دادن. تنبیه اصلاً مجازات و کیفر نیست. یکی از دوستان به یکی از کشورهای عربی سفر کرده بودند گفتند که من آنجا متوجه شدم که تو چی می گی چون آنجا روی علامتهای راهنمایی به انگلیسی نوشته بودند  Attention و به عربی نوشته بودند “تنبیه”، یعنی متوجه باش. این کارهایی که ما می کنیم اصلاً اسمش تنبیه نیست.

مجازات یعنی چه؟ مجازات به معنای جزا دادن، پاداش دادن، مجازات هم اصلاً کتک وحبس و غیره نیست. مجارات یعنی جزا، نتیجه ی منطقی عمل. به طور مثال در فصل سرما لباس کم پوشیده ایم، مسلمه که سرما می خوریم. سرماخوردگی مجازات ماست. مجازات یک عامل از بیرون نیست؛ نتیجه ی منطقی عمل خود ما است.

کیفر یعنی چه؟ کیفر در مقابل جرم است. یعنی مکافات، یعنی زندان، حبس، اعدام. کیفر برای جرم و مجرم است. جرم تعریف دارد. جرم توسط یک انسان بالغ و عاقل انجام می شود. پس جرم عملی است که توسط یک انسان بالغ، عاقل با نقشه قبلی برای کسب سود شخصی اجرا می شود وبه فردی یا جامعه آسیب می زند این شخص مجرم است و باید کیفر ببیند و به مکافات عملش برسد، حتی این حالت مجازات نیست چون مجازات جای دیگر تعیین می شود ولی کیفر را قاضی تعیین می کند قاضی بنابر قوانین وعمل شخص تعیین می کند که شلاق بخورد یا زندان برود و غیره.

ما بچه هایمان را کیفر می دهیم، تنبیه نمی کنیم.”بیا اینجا ببینم باز تو این کار بد رو کردی” میریم تو قالب یک قاضی، مجازاتت اینه که بری تو اتاقت ده دقیقه در رو ببندی و به نتیجه ی اعمالت فکر کنی، خب به زندانی هم که میره زندان همین حرفهارو می زنن به زندانی که نمیگن می بریمت پدرتو در میاریم میگن ندامتگاهه، برو اونجا به کارهات فکرکن بعد میره اونجا قاچاق فروشی و کارهای جدید یاد می گیره و میاد بیرون دوباره!!!

به بچمون هم میگیم که برو تو اتاق به نتایج اعمالت فکر کن اونهم میره توی اتاق و بدتر میشه وجری تر میشه و میاد بیرون. چون درظاهر به ما گفته اند که بچه به نسبت سنش می تواند هرسال یک دقیقه توی اتاق تنها باشه و این میشه زندان انفرادی. این یعنی کیفر دادن نه تنبیه واین کار برای مجرم است. مگه بچه های ما چه جرمی مرتکب شدند وآیا بچه های ما عاقل هستند؟؟ بالغ هستند؟و مگر کارهایی که می کنند با قصد قبلی است؟ حالا اگه به خودشان و دیگران آسیب می زنند دچار اشتباه شده اند. بچه ها اصلاً این شرایط را ندارند که کیفر ببینند.

بدون دیدگاه
اشتراک گذاری
اشتراک‌گذاری
با استفاده از روش‌های زیر می‌توانید این صفحه را با دوستان خود به اشتراک بگذارید.